محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5338

تاريخ الطبرى ( فارسي )

يحيى را بسوزانند ، سپس از بغداد گذشت و در آنجا منزل نگرفت و بى تأمل راه رقه گرفت و در سليحين فرود آمد . يكى از سرداران رشيد گويد : رشيد وقتى وارد بغداد شد گفت : « به خدا از شهرى مىگذرم كه در شرق و غرب شهرى ميمونتر و نيكفالتر از آن نيست كه وطن من است و وطن نياكان من ، و تا وقتى عباسيان بباشند و آن را محفوظ دارند دار الملك ايشان باشد ، هيچيك از نياكان من بدى و ادبارى از آن نديده‌اند و با هيچيك از آنها در آنجا بد رفتارى نشده . خانه اى نكوست ، ولى مىخواهم در ناحيهء اهل خلاف و نفاق و دشمنان امامان هدايت و دوستان ، درخت خبيث يعنى بنى اميه كه از دين گشتگان دزد و راهزن آنجا هستند اردوگاه كنم . اگر بدين سبب نبود تا زنده بودم از بغداد جدا نمىشدم و هرگز از آن برون نمىشدم . » عباس بن احنف دربارهء گذشتن رشيد از بغداد شعرى دارد به اين مضمون : « همين كه فرود آمديم حركت كرديم « ما بين فرود آمدن و حركت فاصله نبود « وقتى آمديم از حالمان پرسيدند « اما وداعشان را با سؤال قرين كرديم . » ( 318 در اين سال ميان روميان و مسلمانان مبادلهء اسيران شد و چنان كه گفته‌اند مسلمانى به سرزمين روم نماند جز آنكه مبادله شد و مروان بن ابى حفصه در اين باب شعرى گفت به اين مضمون : « به وسيلهء تو اسيرانى كه براى آنها ، « زندانها ساخته بودند كه در آنجا ، « دوستى نبود كه به زيارتشان رود ، « آزاد شدند . « و اين به وقتى بود كه مسلمانان ،